دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

419

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

بىمعنا و جوش‌وخروشى بيش نبود . اين بينش درواقع تحرك بود كه شاه عباس بر معمارى دميد و عليرغم انحطاط دم‌افزون سياسى و اقتصادى ( كه جانشينان وى به ميراث بردند ) به حيات خود ادامه داد . عماراتى كه در اينجا براى بحث‌وبررسى انتخاب شده‌اند فقط نشانه‌اى از غنا ، تنوع و كيفيت عالى و پرمايگى معمارى زمانه هستند . عمارات اصفهان ناخواسته موجب مباهات اين شهر شده‌اند ، امّا آثار عمده اردبيل ، كرمان ، ماهان ، مشهد و شيراز نيز مىتوانند توازنى در اين ميانه ايجاد كنند ، و درعين‌حال كاخها و باغات اشرف ، بيرام‌آباد ، كاشان و صفىآباد هم براى بازسازى شكوه گمشده چهارباغ مهم هستند و يارىرسان . مكتب بومى معمارى ايران - ارمنى جلفا هم نفوذ همه‌گير زيبائىشناسى دوره صفوى را بر نوعى ديگر از سنت معمارى محكم و مستقل و بيگانه نشان مىدهد . سرانجام آثار عام المنفعه نيز به قدرى زياد است كه ابعاد كاملا جديد معمارى دوره صفوى را نمايان مىسازد . با اينكه بناهاى گوناگون ايالات بسيار خيره‌كننده و چشمگير هستند ، ولى متمايز از يكديگرند . بعضى از آنها از نظر محتواى معمارى ، محدودند ، چون ظاهرا ضميمه و افزوده‌اى بر مجموعه‌هاى سابق هستند ؛ برخى ديگر نيز از آثار حكام دربارى برشمرده مىشوند . اگر بخواهيم خود شاه عباس را در مقام حامى معمارى ارزيابى كنيم مىبايد به شهر اصفهان رجوع كنيم ؛ در واقع معمارى دوره صفوى با شاهكارهايى كه در بين سالهاى 1598 م . و 1628 م . در اين شهر برپا شد ، بيان واقعى خود را بدست آورد . چند اشاره مقدماتى احتمالا بجا و مفيد خواهد بود . هنگاميكه شاه عباس پايتخت را در بهار سال 1598 م . از قزوين به اصفهان منتقل كرد ، حدود يك دهه از جلوس وى گذشته بود . در اين دهه چندان حمايتى از معمارى به ظهور نرسانده بود . درست پس از انتقال تختگاه به اصفهان بود كه جاه‌طلبىهاى فروخفته او بيدار شد و باعث برنامه‌ريزيهاى وسيع در زمينه عمارت‌سازى و معمارى گرديد . اگر گفته شود اصفهان قلب او بوده است ، بيراه نخواهد بود . ضمنا توسعه پيشين شهر و محيط طبيعى آن نيز در توسعه اين پلانها بسيار كارساز بوده است . بيشتر مردم شهر اصفهان در محلات كهنه شمال شهر سكنى داشتند يعنى جايى كه ميدان كهنه دوره سلجوقى در كانون طبيعى آن بود . در جنوب شهر و در همه راههايى كه به رودخانه و آنسوى آن مىپيوست ، دست شاه باز بود . حضور رودخانه‌اى بزرگ و قطعاتى بزرگ از اراضى بىصاحب و اشغال‌نشده در نزديكى شهر ، طرح توسعه شهر را در سطح وسيعى مقدور مىساخت . درواقع يكى از چشمگيرترين ويژگيهاى معمارى صفوى در اصفهان پس از سال 1598 م . ، تغيير مشى و سرعت آن بود . به‌جاى فعاليت گاهگاهى و ناهمبسته سالهاى نخستين ، جهتگيرى و هدفمندى جديدى